تبليغاتX
اشراق
شنبه هجدهم خرداد 1387

 

                                        کریدور مسدود

                                              

                                              رضا ابوالحسنی

 

 

 

ارتباط هنرمند و جامعه به راستی یکی از مهمترین مسائل مطروح در زیبایی شناسی قلمداد می

شود و فیلسوفان و مشتاقان هنر در این باب بسیار نوشته اند و این بیشتر در متون اندیشمندانی که به جریان چپ گرایش  داشته اند محسوس است با این همه باید پذیرفت که این ارتباط در ادوار مختلف و جوامع گوناگون بارها وبارها دستخوش تحولاتی گشته و تعریف و باز تعریف های متفاوتی را به همراه داشته است .

اینک نظر شمارا به دهه ای که در آن زندگی می کنیم و هنرمندان جوانی که در این دهه قلم به دست گرفته اند جلب می کنم .مشخصا هنرمند و خصوصا شاعر از دو طریق با جامعه در ارتباط است . وجهه اول همانا رابطه هنرمند به عنوان یکی از اعضای جامعه و برخورداری او از حقوق شهروندی و استفاده او از امکاناتی که جامعه مدنی در اختیار افراد جامعه گذاشته تا بتوانند در سرنوشت خویش دخالت کنند و با حضور در محافل اجتماعی در تععین مسیر آینده خود تاثیر بگذارند .

اما وجهه دیگر  رابطه غیر مستقیم هنرمند از طریق اثر هنری و جامعه است یعنی آنکه هنرمند در برخورد مستقیم با جامعه میان عناصر گوناگون سیال در جامعه و اثر هنری پل میزند و میان معضللات و خواست های جامعه از  طریق اثر نقش آفرینی می کند .

باید پذیرفت که این رابطه غیر مستقیم می تواند تاثیر بسیار شگرفی در مسیر خواست های سیاسی و اجتماعی باشد آنگاه که کانال های نقادی و پرسشگری همچون روز نامه ها رسانه های صوتی و تصویری اینترنت وکتاب به طرق گوناگون مسدود است به واقع آنجاست که هنر باید به پا خیزد و عصری روشنگرانه بر پا دارد و برای پیشبرد انگیزه های مردم سالارانه دهانی گویا شود همانگونه که لوکاچ در کتاب زیبایی شناسی می نویسد :هنر از زندگی هر روزه بر می آید پس باید به نیازهای انسانی این زندگی پاسخ دهد .واقعیت از نسبت انسان با طبیعت

و با ابزار کارش دانسته می شود هنر هم محصول تکامل اجتماعی است و هم ابزاری که با آن آدمی خود را و مناسبات تاریخی و اجتماعی را می سازد در واقع این حرکت از توان علم خارج است زیرا از موقعیت انسانی دور می شود اما بر عکس هنر چنین است یعنی مارا به انسان باز می گرداند و واقعیت ابژکتیو را انسانی تصویر می کند .با این توضیح در باب رابطه دو سویه هنرمند و جامعه و باتوجه به اینکه نویسنده این متن قصد بررسی راطه مستقیم هنرمند و جامعه بعنوان یکی از اعضای آن را ندارد زیرا هر فرد در جامعه ای که اهرمهای فشاردر آن رویت نمیشود به سهولت می تواند تصمیم به شرکت یا عدم شرکت در همایش های اجتماعی را برای خود در نظر بگیرد واین امری شخصی تلقی می شود .

اما با نگاهی گذرا به آثار چند ساله ی اخیر از بعضی نویسندگان و شاعران جوان و تحقیقی میدانی بر این نوشته ها پی میبریم معضلات سیاسی و اجتماعی جامعه کمترین تاثیر را در این متن ها داشته اند .

تو گویی اینان در کنار ما و بسان مردمان این سرزمین نمی زیند و هر یک به تنهایی در کراتی دیگر با معشوقه های خویش در حال دادو ستد وسوداگری هستند و سود و زیان این تجارت عاشقانه تنها دغدغه ی اجتماع دو نفره آنهاست و عجبا که به این باید سفسطه ی زبان بازی و حرکات شبه فرمالیستی چندش آور را اضافه کرد یادش بخیر باد آنکه هرگز اب به آسیا ب دشمن مردم نریخت احمد شاملو در زمانه ای که وارطان سخن نگفت آن چنان به این شبه شاعران می تاخت که لایق آن بودند . هرچند این کلام در باب تمام شاعران جوان سرزمین ما صدق نمی کند و انان که خود می دانند حسابشان از دیگران جداست و در حد بضاعت جسته اند و گریخته اند .

در آخر به این جمله از کتاب جمهوری افلاطون اشاره و اکتفا نموده و متن را به پایان می بریم .

بهایی که انسان های فرهیخته بابت بی اعتنایشان به امور مردم می پردازند این

است که تباهکاران بر آنان حاکم می شوند..


دانلود نسخه ی پی دی اف

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:45  توسط   | 

~ ~ ~